علی کوچولوعلی کوچولو، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره

علی طلا شیطون بلا

چهارزانو نشستن...

اولین باری که چهار زانو نشستی و ببین چه بامزه شدی عسلم دایی محمد این طوری نشوندت و از اون به بعد هر وقت میگیم چهار زانو بشین هر طوری که نشسته باشی پاهاتو یه تغییری میدی ولی بلد نیستی هنوز چهار زانو بشینی ولی مامانی یقین داره که تا چند مدت دیگه یاد میگیری ...
12 اسفند 1392

علی کوچولو و باباش

عزیز دل مامان هر وقت یه چیزی رو که خیلی دوست داری میخوری به سختی به کسی میدی مثل اینجا البته اینجا اصلا به بابا ندادی چون خیلی چی پف شکلاتی دوست داری     ودر آخر هم منتقل شد به دهن خودت ببین لباتو.... ...
5 اسفند 1392

تقلید از مامانی

گل پسرم یاد گرفته لالایی میخونه.همیشه یکی از عروسک خزیاتو میاری مخصوصا خرگوشت میزاری روی پاتو واسش لالایی میخونی میگی " نی نی نا نا نی " و سرانجام واژگون شدن خرگوش... ...
5 اسفند 1392

عاشق بازی باتلفن

علی کوچولوی مامان عاشق تلفنی      به هیچ شیوه ای هم نمیتونیم گولت بزنیم که دست نزنی برات تلفن اسباب بازی خریدیم فایده ای نداشت بابا جون حمید یه تلفن واقعی واست آورد که البته خراب بود ما هم تمیزش کردیم و گذاشتیمش دقیقا کنار همون تلفن خوشبختانه همرنگ تلفن خودمونم بود ولی بازم متاسفانه... الانم تلفنمون خراب شده زنگ نمیخوره دیگه تصمیم گرفتیم بی سیم بگیریم از دست تو و شیطنتهات ...
5 اسفند 1392

علی کوچولو در حال تماشای تلوزیون

ببین اینجا مثل بچه های خوب نشستی روی مبل داری برنامه ی مورد علاقت عمو پورنگ و میبینی... وقتی هم خسته میشی میری جلو تلوزیون مامانم تلوزیون رو خاموش میکنه و بهت میگه عقب عقب عقب تو هم همینجوری عقب عقب میای و میشینی روی صندلیت اینجوری ببین...   وحالا همینجوری که داری تلوزیون میبینی چی پف میخوری و مامان هی میاد جلوت تو هم در هر صورت به تماشا کردنت ادامه میدی...ببین اینطوری...   ...
5 اسفند 1392

آتلیه مامان

اینم از عکسایی که مامانی دوست داشت از تو بگیره ولی یه خورده دیر خبردار شد آخه میدونی این عکسا واسه وقتیه که نی نی ها 2 3 ماهه هستند (نه 16ماه و اندی) ولی اشکال نداره من با مشقت فراوان ازت گرفتم...خب دوست داشتم دیگه            ...
4 اسفند 1392

کارهای جدید علی آقا

قند عسل مامانی یه سری کارهای جدید یاد گرفتی توی 16 ماه ونیم زندگی که عبارتند از.... همیشه یه شعر مامانی واست میخوند که حالا تو یاد گرفتی و مامی و همراهی میکنی البته با پانتومیم گاهی وقتا هم خودت یهو یادت میاد و میای به من میگی تا واست بخونم و خودتم اداشو در میاری شعر اینه:   با 2 انگشت از روی پاها شروع به حرکت میکنیم و میخونیم" مورچه هه اومد داره میاد اومدو اومد "بعد با انگشت میزنم به پیشونیتو میگم" تق و تق و تق کیه کیه " و بعدگوش راستتو میکشم و میگم " سلام خانم "بعد گوش چپ و میکشم و میگم" سلام آقا " و در آخرم با انگشتم میزنم رو بینیتو میگم" منم منم " تو هم کلی واسم میخن...
28 بهمن 1392

عاشق کیبورد لپ تاب

جدیدا با اشاره حرف میزنی اینجا هم هی صدای من و بابا میزدی بعد میرفتی به لپ تاب اشاره میکردی(آخه دستت بهش نمیرسید)بعدشم مینشستی و میزدی رو پات .ترجمه:لپ تاب و بیارین بزارین روی پای من  ...
28 بهمن 1392